تبليغاتX
عشق منی برای همیشه

عشق منی برای همیشه

اخه من دارم دق میکنم.......واسه کی درددل کنم.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ به قلم جمعه چهاردهم تیر 1387 13:20 توسط یگانه |


سلام.....سلامی که بوی خداحافظی میده........

به همتون سلام.....شاید این اخرین سلامم باشه......من قراره برای همیشه از دنیای وبلاگ نویسی اونم در مورد دردودل هام خداحافظی کنم.....این درخواست یکی از عزیزام بوده.....کسی که توی وبلاگم بارها ازش نام بردم....بهش قول دادم براش بهترین باشم......نمیخوام از دست یگانه اش ناراحت شه......میخوام بدونه علاوه بر عشقم چقدر براش احترام قایلم......خلاصه اینکه دیگه قرار نیست واستون دردودل کنم........اما شاید یه وبلاگ ساختم اما نه با موضوع فعلی......باید ببینم قسمت چیه......راستی توی اخرین پستم بگم:شادم......شاد.........ارامش عجیبی دارم.......دوستتون دارم.......خیلی زیاد.....بای.........

+ به قلم چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 14:0 توسط یگانه |


امروز قاطي كردم مثه هميشه....اعصاب مصاب تعطيل......

امروز كيميا خواهر كوچيكم داشت با دوستش بازي ميكرد....خاله بازي ......با هم نشسته بودن بچشونو مامي ميكردن......اخييييييي........چقدر بهشون حسوديم شد......كاش منم هنوز همون بچه كوچولو بودم.....همون يگانه ي 5 ساله......همون يكي يدونه.....همون كه مامان بابا جونشونو واسش ميدادن.....زندگي شيرينش خلاصه ميشد تو بازي تو كوچه با دوستاش......هر روز دعواهاي بچه گانه.......قهر با مامان و بعد ناز كردنش......هر چي ميخواست براش فراهم بود......هر چييييييي.........نميدونم چرا بهو يه مدت سرنوشتش اينجوري رقم خورد.......يه زندگي طلسم شده.......نميدونم كي طلسمش كرده.......؟!!!و حالا مامان بابا يه عذاب حسابش ميكنن......با اينكه به خدا كاري باهاشون نداره.......هميشه سعي كرده بهترين باشه.....اما نشده.......خوب چي كار كنه......مهم تلاششه مگه نه؟؟؟؟؟.....و حالا اين وبلاگ شده تنها محرمش......با دوستايي كه داره......ممنون از همشون......از همه ي كسايي كه همراهيم كردند......بازم ممنون.....و تنها خواسته ام از شما ......التماس دعا........

پ.ن1:امروز از صبح تا حالا گوشيتو ريجكت كردي......جواب اس ام اس ندادي......بعدشم گوشيتو خاموش كردي.......دارم ديوونه ميشم......چت شده؟؟؟؟؟؟؟؟خداااااااا

2:امروز بازم دارم ميرم مسافرت اطراف شهرم.......با عمه اينا........اميدوارم بذاري بهم خوش بگذره...................................

3:شعار نميدم.......اما دوستت دارم......تمام تلاشم جاست فور يو.............................

+ به قلم شنبه هشتم تیر 1387 11:45 توسط یگانه |


تا کی باید بدوم؟به عبارتی سگ دو بزنم؟بابا از زندگی خسته ام اینو باید به کی بگم؟.......نمیدونم چرا ارامش به من نیومده......زندگی همش شده نفرت ....خستگی.......از هیچ چیز لذت نمیبرم......هیچ چیز.....دیروز کلاس زبان داشتم.....تو ای بهونه ام اومدی دنبالم.....اخه چرا نمیفهمی؟نمیفهمی دوستت دارم.....اگه هم بهت بگم سریع مغرور میشی.....دیگه محل نمیدی....سریع قهر میکنی......هزار نفر که من نمیخوامشون دارن واسم سرو دست میشکونن....اما من تو رو میخوام.....کاش فقط یه لحظه از تو اون همه رفاه میومدی بیرون....اونوقت میفهمیدی......اشتباهت همین جاست....سختی نکشیدی....نمیدونی مشکلات یعنی چی؟!!!.......امروز هم که گفتی از اخلاقم خوشت نمیاد......اخه چرا؟؟؟...چرا فقط بدی هامو میبینی.......دارم دلسرد میشم......خدایا چی کار کنم؟

+ به قلم پنجشنبه ششم تیر 1387 16:51 توسط یگانه |


وایییییی.......یه روز وحشتناک دیروز توی دفتر خاطراتم رقم خورد......دیروز کارنامه دادن.....بابام قسم خورد که دیگه نذاره برم مدرسه......اما مامان با کلی خواهش و التماس راضیش کرد.....وای همش کابوس....دیشب همش کابوس دیدم......حالم گرفته شد.......حالا واسه درس ریاضی بشین تابستونو درس بخون.......بابا قول داده اگه ریاضیمو شهریور ۱۷به بالا شم واسم گوشی ۸۸۰۰بخره.....تمام تلاشمو میکنم تا بهت ثابت کنم میتونم......

پ.ن۱:زندگی همش چرت و پرته.........

۲:تبسمم اعصابش خرده......براش دعا کنینن......بمیرم الهی.......

۳:دلارا دوستم هم دست کمی از من نداره....واسه اونم دعا کنین.....

۴:اگه چیزی واسه دعا موند واسه من بکنید.......

۵:حالم از پسر ها بهم میخوره.....تا کی اینو بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۶:دلتنگتم............میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۷:دلم یه مسافرت شمالی توپ میخواد........

۸:روز مادر به همتون مبارک........بانوی دو عالم تولدت مبارک......

۹:بازم التماس دعا....

 

+ به قلم سه شنبه چهارم تیر 1387 11:57 توسط یگانه |


زندگی صحنه زیبای هنر مندی ماست                هر کسی نغمه خود خواندو از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست                               خرم ان صحنه که مردم بسپارند به یاد......

دیروز شاید یکی از روزهای خوب زندگی واسم رقم خورد........با مامی و پاپا و عمه رفتیم یه مسافرت کوچیک اطراف شهرمون......۲ساعتی میشد که توی راه بودیم......اما خدایی کلی خندیدیم......از دست بابایی...عمه.....خدایی کلی صفا داد........به قول خودم الکی خوش بودیم.........برگشتنه هم رفتیم توی گندم ها عکس گرفتیم.....کیمیا خواهر کوچولوم هم کلی تخس بازی در اورد......قراره چند روز دیگه این مسافرت هامون تکرار شه.........خلاصه دیروز توی دفتر خاطرات ذهنم به عنوان یه خاطره خوب ثبت شد..........

پ.ن۱:از فردا قراره دوره ای جدید در زندگی من رقم بخوره......شاید تولدی نو........و تو ای مهربونم تنها کسی هستی که منو همراهیم میکنی..........قول دادی برام بهترین باشی و این بهترین توشه واسه سفریه که پیش رو داریم..............

۲:از امروز دوباره کلاس زبان......بابا مخم هنگ کرد از بس انگلیسی حرف زدم.......قاط زدم ..........

۳:خاک بر سرم........پس فردا کارنامه میدن.......بدبخت میشم.............................

۴:خبری از مهرو عاطفه نیست.......دلم واسه صدات تنگ شده..........مرا به یاد بیار........

۵:خدایا بیقرارتم................دوستت دارم.................................

 

+ به قلم شنبه یکم تیر 1387 10:36 توسط یگانه |


بلاخره این امتحانات کوفتیم تموم شد............حالا مونده نتایجش......وای خدا......فقط نیفتاده باشم.....امروز مامان حدیث اومد از معاونمون پرسيد گفت هيچ كي نيفتاده.....يعني ميشه؟؟؟ديشب خواب ديدم معدلم شده 17.....چه خواب خوبي بود.....مامان كلي تو خواب ذوق كرد.....حيف اين روزا بد جور زديم به تيپ و تار هم.....ديشب خونه مامان بزرگ سر كيميا دعوامون شد........اون اصلا نميفهمه منم ادمم.......از صبح تا حالا هم مثه برج زهرمار نشستيم با هم حرف نميزنيم..........اخه اينم شد زندگي؟......ولش كن.....نا شكري نميكنم......يكي نيست به من بگه چرا با خودم اينجوري ميكنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟كاش يكي ميفهميد زخماي وجودمو....................

پ.ن1:تبسمم نگران نباش............زندگي ارزش هيچيو نداره.......فوقش همه چي تموم ميشه........نگران نباش..........................

2:كجايي بهونه ي زندگيم؟............قراره شنبه ببينمت........بد كلي انتظار........دوستت دارم.....

3:. انگاه خداوند عشق را افريد.......................................

4:بابا ولم كنين.............پسرها از دستتون خسته ام..................................

TinyPic image

 


+ به قلم چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 13:32 توسط یگانه |


سلام......سلام به همتون.....سلامی که دوست داره همتون رو شاد ببینه.....

زندگی همش سختیه....بد جور قاط زدم.....مثه همیشه.....چرا هیچ کی منو درک نمیکنه؟....دیروز با دلی رفتیم بیرون.....رفتیم پارک....اونوقت مثه دیوونه ها وایسادیم تا ساعت ۱۲شب والیبال بازی کردیم که من یکی جونم داشت در میمومد.....ولی خدایی کلی حال داد.....بعدشم با تو حرف زدم ای تنها بهونه ام.....کلی سر بسر هم گذاشتیم....چقدر حال داد....اما با همه اینا وقتی ادم دلش خوش نباشه چه فایده؟....وقتی به هیچ چیز امید نداشته باشی چی؟.....دلنگرونم.......از همه چی.....تنها امیدم توی این شبها و روزها تویی.....تویی که نمیخوای ازت اسمی بیاد....ببین....تنهام نذار..............................................

پ.ن۱:این امتحانات اخر دیگه ادمو بد جور حرص میده..............

۲:اونی که مدعی بود عاشقته......تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت........

۳:بابایی بازم میگم دوستت دارم................................................

 

+ به قلم سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 11:40 توسط یگانه |


فدای اون گل که یه روز می خواد بیاد به دسته تو

فدای اون دویدنات وقتی می گیره نفست

فدای ذوق موندن فدای درد رفتنت

فدای پرواز کردنت فدای اون نشستنت

فدای صبرو طاقتت فدای بی حوصلگیت

فدای بچه بودنت فدای گل زندگیت

فدای ناز مژهات فدای چشم روشنت

فدای اون خستگی که میادو می شینه رو تنت

فدای مخمل صدات که خوندنت باله منه

فدای اون بالشی که گاهی بهش تکیه می دی

فدای اون چیزی که تو می خوای یه روز هدیه بدی

فدای اون بارون که.پاییز می ریزه رو ی سرت

فدای اون چتره روز بارونی توی سفرت

فدای پیچ و تابای اون موهای مجعدت

فدای عطر خندهات فدای طعم موندنت

فدای دوست نداشتنات حتی فدای موندنت

فدای اون آتیشی که دائم به قلبم می زنی

فدای تو که هیچ روزی هیچ کس نمی شینه بجات

فدای هر چی تو داری مخصوصا اون رنگ چشات

فدای لحظه ای یه بار تو رویاهات بوسیدنت

فدای لحن سلامات فدای روز دیدنت

فدای اون خوبیهایی که داریو نمی دونم

فدای شعرت که می خوام بگم ولی نمی تونم

فدای اون قول دادنات حتی اگه عمل نشه

فدای اخم ابروهات ابروهای بی حوصلت

فدای هر چی تو بگی حتی شکایتو گلت

فدای اون غروری که داری تا وقتش برسه

فدای اون راهی که ازش رد می شی تا به خونه برسی

فدای کوچه هایی که می گذری از کنارشون

فدای عکسات که دارم همیشه یادگارشون

+ به قلم دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 20:19 توسط یگانه |


دیگه شعرام واسه چشمای تو تازگی نداره

                                                       دلم از دست تو زندگی نداره

تو میگی خسته شدی چشمامو میکنی فراموش

                                                       ولی من عاشقتم عاشق که خستگی نداره

میگی من دوستت ندارم برو و صرف نظر کن

                                                     دیوونم این که به احساس تو بستگی نداره

تو میگی ساده بگیر زندگیرو منو رها کن

                                                     عاشقی خط خطیه صافی و سادگی نداره

تو میگی یه کم غرور داشته باشو منطقی شو

                                                       کارم از غرور گذشته هر چی که بگی نداره

من میگم دلم شکسته اس تو میگی اون که سپردیش

                                                        دلی که سپرده شد دیگه شکستگی نداره

میگم التماس چشمام کافی نیست واسه نگاهت

                                                         میگی که عشق تو حالت همیشگی نداره  

تو میگی دیوونتم تو راست میگی اما عزیزم

                                                    غیر من هیچ کس این حسی که تو میگی نداره

+ به قلم یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 10:27 توسط یگانه |


دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه        دوباره این دل دیوونه واست دلتنگه

وقت از تو خوندن ستاره ترانه هام             اسم تو برای من قشنگترین اهنگه

سلام.....

بازم سلام....نمیدونم...چرا هر وقت بحث دوست داشتن باهات میشه اینقدر قاط میزنم....اما میخوام یه چیزو بدونی و اینکه شاید تو یکی از تنها امید هام باشی.....سردرد امونمو بریده.....از اشک هم بزارو برو.....یعنی میشه یه روز اعتراف کنی عاشقم شدی؟....من تو این شک ندارم که هر کیو بخوام میتونم عاشق خودم کنم...اما در مورد تو باور کن به یه استثنا برخوردم......یا تو احساس نداری.....یا من اشتباه میکنم.....مگه تو نبودی که گفتی نمیخوام هیچ کدوم غصه بخوریم؟اما من دارم غصه میخورم......دارم کم کم نا امید میشم.....از اینکه عاشقت کنم....و اونوقت میذارمو میرم......شاید برای همیشه از این دیار غریبی که همیشه ازارم داده.....میدونی هثه همیشه میخندی میگی یگانه چته؟.....اما تو رو خدا مرگه یگانه درکم کن.....حقیقت هایی از زندگی منو تو هرگز نمیدونی و نخواهی فهمید....که تمومش واسه من درده....اما تو واسه همشون مرحمی....با تو همشون اروم میشن.....اما بعضی موقع ها بد جور حرصم میدی.....پس اینبار جور دیگه عمل کن.....نمیگم عاشق شو....یا دروغی نشون بده عاشقی.....اما سعی کن کمی بهتر و بدون غرور به قضیه نگا کنی.....

دوستت دارم......سعی کن غرور نگیردت...............................................

 

+ به قلم شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 19:4 توسط یگانه |


زندگیم شده شبیه یه بازی مسخره......خسته شدم به خدا......از این همه لجبازی....بازی های احمقانه......فکرهایی که همشون شبیه یه کابوس هولناکن.....بابا زندگیم هین همه مسخره؟....نمیدونم...شاید بهتره ناشکری نکنم.....دیشب با عمه ام پارک بودیم.....اونم میگفت چرا خدا جواب نمیده؟....اما اون خیلی وضعش از من بدتره.....همون دیشب پسر عمه ام اومد پول میخواست.....معتاده.....اونم به چی؟کراک.......فکرش هم عذاب اوره......زندگی واسه همه سخته یا فقط واسه من؟.............دارم دیوونه میشم.......

پ.ن۱:تبسمم بازم یادی از ما تو وبلاگت نکن......بی معرفت.....

۲:دیشب بابامو بعد ۱هفته دیدم......کلی قربون صدقش رفتم.....جدی دلم واسش یه ذره شده بود.....

۳:اخه تو از حالا اینقدر بی معرفتی؟.....بعدا چی میشی....به هر حال دوستت دارم......

۴:بیا دنیا رو تقسیم کنیم:ستاره ها مال تو....اسمون مال من....ماه مال تو.....خورشید مال من....اصلا همشون مال تو.....ولی تو مال من.....

 

 

+ به قلم شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 11:53 توسط یگانه |


+ به قلم جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 13:36 توسط یگانه |


خدای مهربونم کجایی؟...دلم واسه صدات بد جور تنگ شده....اون موقع ها برام لالایی میخوندی ....واسه یگانه کوچولوت....منم اینهمه غرق گناه نبودم.....فکر اون روزا دیوونم میکنه....کاش من هنوزم ۵ سالم بود و واسه مامان بابم همونقدر عزیز....همش تقصیر منه....با این همه گناه خودمو از خدا دور کردم....بابای مهربونم از صبح تا شب کار میکنه....اون فقط از من یه چیز میخواد....درس بخونم....اما من همه چیو خراب کردم....من میخوام جواب زحمت هاشو بدم...اما حیف...من دختر خوبی نبودم.....مامان گلم...هر چند بعضی موقع ها بد جور ادمو دق میده و من براش مهم نیستم اما به خدا من دوستت دارم مامانی گلم.....من میخوام دختر خوبی باشم....اما این فکر های لعنتی چی؟....خدایا خودت میدونه پای هر پستی چه اشکا که نریختم.....پس خودت کمکم کن.....قسمت میدم....کمکم کن.....

پ.ن۱:مامانی....بابایی....خواهر کوچولوم کیمیا....همتون رو دوست دارم....خیلی......

۲:ممنون از دوستای با مرامی که کلبه منو با نظر هاشون سوق میدن.....

۳:این درس ها هم ادمو ول نمیکنن....امروز هندسه داشتم....ای بد ندادم....

۴:برام دعا کن.....پای نمازاتون مارو یادتون نره.......

۵:تو را برای وفای تو دوست دارم.....وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است.....

 

+ به قلم پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 9:54 توسط یگانه |


اجازه هست خیال کنم تا اخرش مال منی

                                                             ایندفعه تو دل منو با رفتنت نمیشکنی

اجازه هست خیال کنم بازم میای میبینمت

                                                            با اون چشمای مهربون دوباره چشمک میزنی

طپش طپش با چشمکت غزل بگم برای تو

                                                            با اتکا به عشق تو تو زندگی برم جلو

 

اینم واسه یکی از دوستان که اپ شاد می خواست....شرمنده...از این شاد تر ندارم....

 

     I LOVE YOU || www.gisou19.blogfa.com

+ به قلم چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 16:5 توسط یگانه |


امروز داشتم فکر میکردم.....به همه چی....چقدر عمرمو تلف کردم....یادمه یه بار به سعید گفتم از جدایی میترسم...گفت نترس من به خودم ایمان دارم....کو اون ایمان؟....بیخیال...دیگه نه سعیدی هست....نه علاقه ای.....نه دلی که بهش بدم....نه صبری که نازشو بکشم.....از زندگی میترسم....میترسم خدا هم قهر کنه.....بره از پیشم.....چقدر غریبم من.....امروز توی وبلاگ ها میگشتم....دیدم همه از عشقشون حرف زدن....وای خدا....این وبلاگ هم یه روز مال عشق من بود....یعنی اونا هم مثه من از هم جدا میشن؟....پایان همشون جداییه؟....خداااااا

پ.ن۱:خدایا عاشقان را غم مده........

۲:عشقم ...مهربونم....بهترینم.....دوستت دارم......نا امیدم نکن....(b)

۳:وقتي تو ميري عزاي درياست.......چون بي اسمون اون خيلي تنهاست.....

+ به قلم سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 21:0 توسط یگانه |


کاش میشد عشق را تهدید کرد            مدت لبخند را تمدید کرد

کاش میشد در میان لحظه ها              لحظه ی دیدار رانزدیککرد....

سلام....دلم گرفته ....مثه همیشه....دنیا خیلی کثیف شده...مگه نه؟....ادم ها بی وفااااااااا........این کلی درده به خداااااا........خدایا چرا دنیا اینجوری شده؟دارم دق میکنم.....زندگی ها همه سخت....دل ها بی عشق....خدایا بازم خودت......

پ.ن۱:از نظر هاتون ممنون....بازم منتظرم....

۲:عشق جدیدم....با تمام وجودم دوستت دارم...هر چند......بی وفا نباش.....

۳:شکسپیر میگه:یا به اندازه ارزوهات تلاش کن یا به انداره تلاشت ارزو کن...

موفق باشین.................  

 

+ به قلم دوشنبه بیستم خرداد 1387 21:13 توسط یگانه |


سلام....اخه زور نمیگه؟...ببیین توی وبلاگ هم بهم زور میگن....اینهمه درددل بعد فقط ۲تا نظر اونم به زور برات بزارن....یعنی اینقدر دنیا بی وفا شده؟

پ.ن۱:ثابت کن دوستمی.....یه یادگار از خودت بزار....منتظرماااااا.....

پ.ن۲:تبسمم کجایی؟...ردپایی ازت نیست....دلم برات تنگیده.....

پ.ن۳:زندگی شاید ان جشنی نباشد که انتظارش را داشتیم اما حالا که دعوت شدیم بزار زیبا برقصیم....

چ

+ به قلم یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 22:2 توسط یگانه |


سلام...خسته شدم به خدا....از این درس های لعنتی...دیروز معلم داشتم...چون درس نخونده بودم اعصابش خرد شد...اخه اینم درسه؟شیمی ...اخه چرا نمیفهمن نمیتونم درس بخونم...بابا به خدا کلی فکر تو سرمه...چه جوری از توی این فکرها بیام بیرون؟...سر درد عجیبی دارم...دلهوره امتحانات رهام نمیکنه...اما نمیتونم بخونم اینو به کی بگم خداااا.....هر کی ندونه تو که میدونی.....دیروز دوستم دلارا اومد پیشم...فقط برای چند لحظه توی بغلش اروم گرفتم منو اون دوستای جون جونیم....کاش کسی جدامون نکنه....مثه منو تبسم.....بی معرفتا یادی از ما نمیکنن.....خدایا دلخوشیم به این روزاست....زندگی برام معنی ندارن....اگه کارنامه بدن وضع بد تر میشه....واسه خلوص نیت باهات لحظه شماری میکنم خدای خوبم....منو ببخش واسه همه کارهام....

پ.ن:فقط التماس دعا.....همین....

+ به قلم یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 9:12 توسط یگانه |


اگه شکستن قلب و غرور صدا داشت عاشقان سکوت شب را ویران میکردند.....

سلام...بازم کلی فکر روی سرم هجوم اوردند...امتحانات...عشق...دلتنگی...فکر کردن به همه اینا...مامان بابام...دوستام...خدای مهربون که همیشه منتظر کمک هاشم...ویه ادم که داره به سختی زندگی میکنه اون منم من....دارم نا شکری میکنم...مگه نه؟...خدا قهرش میگیره؟دلم تنگه واسه یه رکعت نماز....خلوت با خدا.....کلی گریه و التماس به خدای خودم...........خداوندا بازم میگم...کمکم کن............

پ.ن۱:سرنوشت دیگه چی رقم زده؟....یعنی میشه به ارامش برسم؟

پ.ن۲:نظر میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شهادت حضرت فاطمه رو تسلیت میگم........

+ به قلم شنبه هجدهم خرداد 1387 11:5 توسط یگانه |


بگذار صادقانه بگویم دگر شکسته ام........

بیزار از خود و از شب و از سیاهی....  

دیگر مجالی برای نفس کشیدن نیست ......

دیگر نویدی برای گریستن نیست.

اینجا تمام غمها دست دوستی بر من میزنند .....

اینجا دلم در انتظار کیست....؟  

من میمانم میدانم میسوزم من میمانم میدانم میپوسم.

 دل خوش میکنم که غمها نابود میشوند ... 

بیهوده نشسته ام.................!   

در این اتاق هیچ راه عبور نیست....... 

توی ثانیه های غصه و درد یک دل و تنها میمونم ..... 

دل خوشم با این سیاهی

و با این شب ای دل هر جور میخواهی گریه کن.

من تو را تنها گذارم تو گریه کن....!

+ به قلم جمعه هفدهم خرداد 1387 12:47 توسط یگانه |


بعد از غروب یه ستاره به افتاب گردون چشمک زد اما افتاب گردون سرشو پایین انداختو گفت هنوز به خورشید وفا دارم....

سلام دوستان...باز اومدم...نمیدونم بعد از این همه دوری چی بگم...از زندگیم؟...از عشق؟...از دلتنگیام؟...از اعصاب خوردیام؟...نمیدونم خدا توی این روز کثیف چی واسم رقم زده...یه اعصاب خردی؟کاش منم مثه تبسم کلی دوست خوب داشتم...حیف که دوستای من اندک اند ....

پ.ن۱:خداوندااااا مثله همیشه محکوم به زندگی روی این کره خاکی هستیم...بندگیتو شکر...اما خداوندا خودت کمکون کن.......

پ.ن۲:دیگه از اون عشق کثیف هیچی نمیخوام...هیچی...تازه خودمو دریافتم...عشق دیگه واسم معنی نداره...

پ.ن۳:خسته ام از دست پسرها...همشون میخوان با ادم دوست شن...نمیدونن من یه زخم عمیق ازشون دارم که نمیخوام تکرار شه....همین دیروز ۸نفر بهم پیشنهاد سکس و دوستی دادن....خدایا این چیزا عذابم میده...چرا یه پسر خوب نیست؟بازم کمکم کن......

پ.ن۴:تبسسم تنها کسی هستی که واقعا بهت اطمینان دارم...تنها کسی هستی که حس میکنم خاطرمو میخواد....پس تو یکی تنهام نذار...دوستت دارم.....

و فعلا خداحافظ....التماس دعا.............

+ به قلم جمعه هفدهم خرداد 1387 10:35 توسط یگانه |


من برگشتمممممممممممممممممممممممممممممممممممممهم به زندگی هم به وبلاگم...حالا مجبور نیستم واسه اپیدن برم کافی نت...توی خونه نشستم اپ دارم اپ میکنماز این به بعد هستم در خدمتتون

+ به قلم پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 13:42 توسط یگانه |


سلام..............اینبار از زوی شادی...............امروز خوشحالم خوشحال

+ به قلم جمعه دهم خرداد 1387 19:49 توسط یگانه |


چرا همیشه باید از سلام شروع کرد؟من نمیخوام....سلامی که همیشه برام طعم خداحافظی میده...از عشقم از زندگی....بازم شاهرگمو زدم.....اما بازم نشد...چرا؟قسمت من چیه؟...باختن؟من باختنو نمیخوام....میفهمی؟....سعید من چش شده؟...اون که عاشقم بود...حالا حتی حاضر نیست صدامو واسه چند دقیقه بشنوه....من عشقمو میخوام...اما اون....کی حاضره باهاش حرف بزنه؟کی حاضره راضیش کنه؟من دارم دیوونه میشم....به مرز دیوونگی رسیدم...خسته شدم از بس ارامبخش خوردم...و یهو همشونو باهم میخورم...

از همه همدردی هاتون ممنون...از تبسم جونم....داداش مرتضی...وهمه. همه...

تا میتونین واسه من دعا کنین............................................

+ به قلم سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 17:2 توسط یگانه |


دیشب باز با گریه خوابیدم مثه هر شب.....خدایا اینهمه التماس بس نیست؟من ازت یه چیز میخوام....سعیدددددددددددددددددموووووووووووووووو..........بشنو صدای این بندتو.....نکنه بندتم نیستم؟خدایابسههههههههههههههههههههههههههه............اینهمه قرص ارام بخش که حتی جرات ترک ندارم....و با این حال بازم دیوونه ام......روانی ام......سعیدی که تنهام گذاشته.....صداماز ته حنجره خسته ام میاد............بشنو صدایم رااااااااا.....................ای خدااااااااااااااااااااااا.............................................................................................................................................نذار به مرز دیوونگی برسم!!!!!!!!!!!!

+ به قلم شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 19:39 توسط یگانه |


سلام...یه سلام از جنس بارون و از روی تنهایی....دارم دیوونه میشم........دیوونه.......میشه همراهیم کنی؟

+ به قلم سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 11:34 توسط یگانه |


+ به قلم سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 17:21 توسط یگانه |


سلام یه سلام که همه بویی میده جز عشق....همه بویی جز علاقه و منو عشقم.....و اینبار که باز هم خداوند منو محکوم به جدایی کرد؟نمیدونم میدونی جدایی یعنی چی؟یه دوست مهربون واسم پیغام داده بود که عشقتو ول کن اگه برگشت مال تو بوده اگه نه از اولم مال تو نبوده.....وقتی خوندمش اروم شدم....میخوام گوش کنم.....عشقم....؟تا اخر عاشقت میمونم....

+ به قلم یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 9:54 توسط یگانه |


تو هم ترک منم ترک اینم یه درد مشترک.....

دارم دیوونه میشم بین این همه ادم .......کمکم کن.....واسم دعا کن......

+ به قلم یکشنبه چهارم فروردین 1387 12:39 توسط یگانه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

منم یگانه...خسته تر از همیشه....و به امید توام ای تنها امید عاشقان....خداوندا تنها تو لایق پرستشی....با زبانی ساده تر از همیشه دوستت دارم....


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386


آرشیو موضوعی

سرگرمی


پیوندها

smsوجک و طالع بینی و..........
ستاره
صدای سکوت من
سعید عشق من
سایت جامع موبایل
کلیپ و عکس
لحظه هایی از جنس بارون
وبلاگ تخصصی عاشقان
لینک باکس ستاره
.*•. .•*.لبهای سکوت.*•. .•*.
reza pishro
کهکشون بی ستاره
جوک های جالب 2
√ √ √ رهــــاورد عشــــــــــــق√ √ √
دلتنگيهاي من براي عشقم
هیجان داشتن
وبلاگ دوست گلم تبسم جون(سفارشی)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin


" VALUE="0">

کد آهنگ در خماردونی

online
Online Dating